100 کتاب

این نوشته تکمیل و بروزرسانی می شود :

 

توی دبستان ، راهنمایی و اوایل دبیرستان خیلی کتاب می خواندم ، یعنی دوره راهنمایی و اوایل دبیرستان دوران طلایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بود ، کانون یه چیزی بود مثل فرهنگسرا های الان با این تفاوت که خیلی خوب بود ، یعنی خیلی خیلی خوب بود ، اون زمان تمام کتاب های داستان کانون رو خوانده بودم ! حتی مجلات رو همه خواندم ! و حتی نقاشی هم کشیده بودم البته نقاشی علی بهتر از من بود ، بعدها کتابخانه امیر المومنین توی چهار راه نقاشی و کتابخانه ابن مسکویه توی خیابان چهارباغ خواجو از جاهای مورد علاقه ام بود ، فکر نکنی بچه مثبت بودم ، تفریحم این بود و البته کتاب خوانی کمتر شد و کمتر شد و کمتر شد تا به امروز . . .

حالا تصمیم گرفتم 100 کتابی را که قبل از مرگ باید خواند را بخونم ، بعضی از اونها رو خوندم ولی دوباره می خونم ، . . .

 

من اشخاص زنده را آنهائی می‌دانم که مبارزه می‌کنند، بی‌مبارزه، زندگی مرگ است.  ویکتور هوگو

 

دنیای سوفی :

1401/03/19