روز شمار

(مرد مسلمان) شنبه 1390/09/19

مرد مسلمان

نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390 ساعت 0:1 شماره پست: 372

 

میگویند  وقتی رضا شاه تصمیم گرفت بانک ملّی را تأسیس کند برای بازاری ها پیغام فرستاد که از بانک ملّی اوراق قرضه بخرند.

هیچکدام از تجّار بازار حاضر به این کار نشد.

وقتی خبر به خانم فخرالدّوله، مالک بسیار ثروتمند، خواهر مظفّر الدین شاه  و مادرمرحوم دکتر امینی رسید به رضاشاه پیغام فرستاد که مگر من مرده ام که می خواهی از بازار  پول قرض کنی ؟ من حاضرم در در بانک ملّی سرمایه گذاری کنم و به این ترتیب بانک ملّی با پول خانم فخرالدّوله تأسیس شد.

یکی از قوانینی که در زمان رضا شاه تصویب شد قانون روزهای و تعطیلی مغازه ها و ادارات بود.

به این ترتیب هر کس به خواست خود و بدون دلیل موجّهی نمی توانست مغازه اش را ببندد.

روزی رضاشاه با اتوموبیلش از خیابانی می گذشت  که متوجّه شد مغازه ای بسته است ، ناراحت شد و دستور داد که صاحب آن مغازه را پیدا کنند و نزد او بیاورند.

کاشف به عمل آمد که صاحب مغازه  یک عرق فروش ارمنی است.

آن مرد را نزد رضاشاه آوردند ، شاه پرسید:   پدر سوخته چرا  مغازه ات را بسته ای؟

مرد ارمنی جواب داد قربانت گردم امروز روز قتل مسلم بن عقیل است و من فکر کردم صلاح نیست دراین روز عرق بفروشم.

شاه دستور تحقیق داد و دیدند که حقّ با عرق فروش ارمنی است. آنوقت رضا شاه عرق فروش را مرخص کرد و رو به همراهانش کرد و گفت:

“در این مملکت یک مرد واقعی داریم آنهم خانم فخر الدوله است و یک مسلمان واقعی داریم آنهم قاراپط ارمنی است.

. . .

ای کاش یک مرد مسلمان بودم !

 

پی نوشت : این روز شمار در تاریخ پنج شنبه  1401/07/14  به مجموع روز شمارها اضافه شده . . .

 

 

تصویر نویسنده
مازیار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *