روز شمار

یکشنبه 1401/03/08

اوس بهنام به شوخی میگه تو این مملکت برای ما 10 راه هست که میشه پولدار شد ، 7 راه اعدام داره و 3 راه حبس ابد !  😉

البته بعضی از اساتید بازار و موفقیت میگن ما یک پکیج داریم اگه پکیج ما رو بخرید در عرض یک شب ثروتمند میشید ، فعلا که غزل شبی 10 هزارتومان ثروتنمد میشه ، مثل داروغه ناتینگهام میاد میگه : سلام عزیزم ، پول امشب را بده بیاد ، تازه توی گوشیش یادآوری گذاشته که فراموش نکنه

با توجه به اینکه میدونم غزل این متن رو میخونه باید بگم :

غزل رحم کن ، شوخی بود به خدا

قهر هم نکن

جدی هم نگیر

اصلا با (لحن علیرضا) :

غلط کردم ، غلط کردم ، . . . خوردم

حقیقتش این را تعریف کردم که بگم در بعضی از حکومت ها و نه حکومت اسلامی و خصوصا حکومت امام زمان ، داروغه ناتینگهام واقعی دولت و ماموران دولت هستند که برای پرنس جان یا دیکتاتوری به روش های مختلف کسب سرمایه می کنند ، دو مرتبه تاکییییید می کنم :

در حکومت اسلامی ، خصوصا حکومت امام زمان درآمد دولت به گفته حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی بصورت موارد ذیل می باشد :

  • .  انواع ششگانه مالیات‌های اسلامی
  • .  فلسفه‌های چهارگانه مالیات به طور مطلق
  • .  شرکت حکومت (به معنی واقعی کلمه) در درآمد مردم

 

 

و صدالبته ربا و نزول بانک ها ، عوارض شهرداری ، عوارض جاده سازی ، عوارض آب و برق و گاز و تلفن ، عوارض خروج از کشور ، عوارض ورود به کشور ؛ عوارض زندگی در کشور ، عوارض نفس کشیدن ، هدایا و نذورات ، آموزش و پرورش پولی ، پول زورها ، جرایم رانندگی ، جرایم ساختمانی ، جرایم بدحجابی ، خدمات مافیای پزشکی و صد البته تورم جزو درآمدهای دولت در کشورهای اسلامی نیست.

اصلا به من چه !

به قول حضرت آیت الله سیدروح الله موسوی خمینی رحمه الله علیه :

اقتصاد مال خر است. مردم ما برای اسلام انقلاب کرده‌اند نه خربزه

والا

به هر حال یک سفره است پر برکت که اکثر ذخایر انقلاب و مسئولین و آقازاده ها حق خود را از این سفر بر می دارند .

اصلا به من چه !

اینجا همه چیز خوبه ولی خودکار قرمز نداریم !

 

پی نوشت (توضیح خودکار قرمز) :

شنیدم در زمان خسرو پرویز
گرفتند آدمی را توی تبریز

به جرم نقض قانون اساسی
و بعض گفتمان های سیاسی

ولی آن مرد دور اندیش، از پیش
قراری را نهاده با زن خویش

که از زندان اگر آمد زمانی
به نام من پیامی یا نشانی

اگر خودکار آبی بود متنش
بدان باشد درست و بی غل و غش

اگر با رنگ قرمز بود خودکار
بدان باشد تمام از روی اجبار

تمامش اعتراف زور زوری ست
سراپایش دروغ و یاوه گویی ست

گذشت و روزی آمد نامه از مرد
گرفت آن نامه را بانوی پر درد

گشود و دید با خودکار آبی
نوشته شوی با خط کتابی

عزیزم، عشق من ، حالت چطور است؟
بگو بی بنده احوالت چطور است؟

اگر از ما بپرسی، خوب بشنو
ملالی نیست غیر از دوری تو

من این جا راحتم، کیفور کیفور
بساط عیش و عشرت جور وا جور

در این جا سینما و باشگاه است
غذا، آجیل، میوه رو به راه است

کتک با چوب یا شلاق و باطوم
تماما شایعاتی هست موهوم

هر آن کس گوید این جا چوب دار است
بدان این هم دروغی شاخدار است

در این جا استرس جایی ندارد
درفش و داغ معنایی ندارد

کجا تفتیش های اعتقادی ست؟
کجا سلول های انفرادی ست؟

همه این جا رفیق و دوست هستیم
چو گردو داخل یک پوست هستیم

در این جا بازجو اصلن نداریم
شکنجه یا کتک عمرن نداریم

به جای آن اتاق فکر داریم
روش های بدیع و بکر داریم

عزیزم، حال من خوب است این جا
گذشت عمر، مطلوب است این جا

کسی را هیچ کاری با کسی نیست
نشانی از غم و دلواپسی نیست

همه چیزش تمامن بیست این جا
فقط خود کار قرمز نیست این جا

شعر از محمد رضا عالی پیام

 

 

 

تصویر نویسنده
مازیار

پست قبلی

پست بعدی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.